بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

356

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

يقين او اينست كه كسى را كه اعتقاد اين باشد كه حضرت امير بمحض ظن اين قرائت كرده اينچنين كسى از حليهء ايمان عارى و بريست و تكرارى كه او گمان كرده وقتى معقولست كه طلع منحصر در ميوه باشد و حال آنكه در صراح گفته : طلع شكوفه و نخستين بر خرما بنا برين تكرارى كه مدعى آنست مدخولست چه محتمل است كه مراد از طالع منضود شكوفهء بر هم پيچيده باشد و قطع نظر ازين كرده ميتواند كه تخصيص طلع بذكر به جهت اهتمام بشأن آن و اشارت بفضيلت آن باشد . پوشيده نماند كه عبارت حديث حضرت در عدم تغيير طلح اينچنين است كه « آى القرآن لا تهاج اليوم و لا تحول » قول او و لا تحول عطف بيان لا تهاج است و تحويل بمعنى تغييرست يعنى آيات قرآنى درين ايام تغيير داده نميشود و اين اشارتست بر اينكه قبل ازين ايام تغيير و تحريف قرآن واقع شده و اگر در اين ايام تلافى آن تحريفات و تغييرات كنند باعث شورش جاهلان گردد بلكه در زمان قايم آل محمد صلوات اللَّه عليه و آله قراءت حقه بحيز ظهور خواهد آمد وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ و در زير سايهء كشيده و گسترده شده كه هرگز كم نشود و زائل نگردد بلكه هميشه ثابت باشد و عرب هر چيزى را كه منقطع نشود ممدود ميگويند و در روايت آمده كه در بهشت درختان باشند كه سوارى در مدت صد سال از زير سايهء آن نتواند گذشت و در تفسير على بن ابراهيم در مدت دو صد سال راهست وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ و در آب جارى دايم الجريان كه هرگز منقطع نشود وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ و در ميان ميوه‌هاى بسيار از هر جنس لا مَقْطُوعَةٍ نه بريده شده و فانى گشته شده و در حديث آمده كه هر گاه شخصى از اهل بهشت ميوه بچيند و بخورد همان ساعت مانند آن ميوه ظاهر خواهد شد و اين مانند چراغيست كه هر چند اقتباس نور از آن كنند نور آن كم نميشود پس فاكههء جنت حقيقة مقطوع نخواهد بود وَ لا مَمْنُوعَةٍ و نه منع كرده شده به اين معنى كه احدى را از اخذ آن منع نكنند بخلاف ميوه‌هاى دنيا كه در بساتين حفظ آن